تبليغاتX
وکیل الرعایا

وکیل الرعایا

صفحه اصلی سایت، اسفند 88 مورد حمله هکرها قرار گرفته و تا اطلاع ثانوی این صفحۀ موقت، میزبان شماست.

ستون بازتاب وكيل‌الرعايا - پاسخ ديوان‌عالي كشور

 

روابط‌عمومي ديوان‌عالي كشور در پاسخ به مطلب ستون وكيل‌الرعايا كه يازدهم دي‌ماه جاري با عنوان راي اصراري ديوان به قلم محمدجعفر ساعد منتشر شده است، راي شماره 11 مورخ 29/8/86 هيات عمومي ديوان‌عالي كشور را در اختيار روزنامه قرار داده كه جهت تنوير افكار عمومي در همان ستون درج شود.

بسمه‌تعالي

راي هيات عمومي ديوان‌عالي كشور (اصراري كيفري)

با توجه به گزارش معاينه جسد مرحوم حجت‌ا... حمزه‌اي و بريدگي صورت و عناصر حياتي گردن او با جسم تيز و برنده و اقرار متهم در جلسه فوق‌العاده 31/2/1382 دادگاه رسيدگي‌كننده مندرج در صفحات 24-22 ...<من سعي كردم ساك مقتول را بگيرم و ساك را گرفتم، آن دو نفر آمدند كه دوباره مرا بزنند، وقتي آن دو نفر آمدند من ساك را رها كردم و رفتم سراغ چاقويي كه در جيبم داشتم، يك چاقوي ضامن‌دار دسته قهوه‌اي حدود 10 سانتيمتري كه از يك ماه قبل در جيبم بود... چاقو را از جيب سمت راست با دست راستم خارج كردم، ضامن آن را زدم و تيغه آن را باز كردم و به طرف آنها و آن 3 نفر تكان دادم كه بترسند و طرف من نيايند و دعوي را تمام كنند، كه آن 3 نفر آمدند و خواستند چاقو را بگيرند و مقتول از جلوي من مي‌خواست چاقو را بگيرد و آن دو نفر مي‌خواستند از سمت راست و چپ چاقو را بگيرند كه نمي‌دانم چطور شد، حتي آن موقع من نفهميدم كه چاقو به او خورده يا نخورده... ولي يك ضربه بيشتر به او نخورده، من فقط چاقو را به طرف آنها تكان مي‌دادم، در دست مقتول يك ساك بود كه قابلمه داخل ساك بود و آن دو نفر هم سنگ در دست داشتند، از همان جا برداشتند، سنگ‌ها به اندازه يك كف دست بود...> و اظهارات اصغر مرداني 22 ساله در صفحه 18 پرونده: ...< روبه‌روي كارخانه آرد نشسته بوديم در حال گفت‌وگو و خنده، كه يك ژيان با 3 نفر سرنشين آمده... گفتند چرا به ما مي‌خنديد... پس از مشاجره لفظي به صورت من زدند، درگيري شروع شد، آنها چاقو كشيدند و ما فرار كرديم و پراكنده شديم مي‌گفتيم ما را ول كنيد، در اين هنگام حجت‌ا... فرياد زد كه مرا زدند...> و اظهارات عبدا... ثابتي در صفحه 17 پرونده : <هر 3 نفر چاقو كشيده به ما حمله‌ور شدند و من به طرف كارخانه رفتم تا تلفن به 110 بزنم، وقتي كه برگشتم ديدم كه يك نفر آنها چاقو در دست، يقه حجت‌ا... حمزه‌اي در دست او بود و در ناحيه صورت و فك خونريزي داشت، در اين زمان مهدي بزرگي ماشين آنها را خاموش كرد كه فرار نكنند كه او را زدند...> و اظهارات مهدي بزرگي 22 ساله در صفحه 15 پرونده: ...< دست آقاي فرامرز انصاري، همين متهم بازداشتي، دستش را بالا‌ برد كه من فكر كردم با مشت به سرش كوبيد، كه دوستم گفت به من چاقو زده و دارم مي‌ميرم...> و اظهارات مقتول پس از اصابت چاقو و قبل از فوت مبني بر اينكه متهم وي را چاقو زده و عدم انطباق دفاعيات متهم با واقعيت قضيه به شرح اوراق پرونده و مسلم بودن اصابت چاقوي ضامن‌دار موجود در دست متهم به شاهرگ گردن مقتول و عدم برخورد آن به نقاط غيرحساس و با توجه به شكل بريدگي منتهي به مرگ كه چرخاندن بدون هدف چاقو را نفي مي‌نمايد و نيز با توجه به كشف آلت قتل از محل وقوع جرم به شرح صورتجلسه مورخ 30/2/1382، نظر به اينكه دادگاه رسيدگي‌كننده با حصول علم قطعي به صدور حكم تجديدنظر خواسته مبادرت نموده و حصول علم نيز با توجه به مراتب مذكور و ساير مطالب منعكس در اوراق پرونده از طرق متعارف حاصل گرديده و براي نقض حكم تجديدنظر خواسته حجت شرعي و قانوني ارائه نشده است، لذا به نظر اكثريت اعضاي هيات عمومي شعب كيفري ديوان‌عالي كشور اعتراضات تجديدنظرخواه نسبت به دادنامه شماره 414-28/5/1385 صادره از شعبه 102 دادگاه عمومي جزايي شاهين‌شهر غيرموجه تشخيص و با تاييد دادنامه معترض‌عنه پرونده جهت اقدام قانوني به دادگاه صادركننده اعاده مي‌گردد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 11:9  توسط گروه وکیل الرعایا  | 

مهریه، نقمتی در لباس نعمت

 

فاطمه قاسمی نیا

چند درصد از زنان حاضرند با اخذ حق طلاق ، از مهریه چشم بپوشند؟!

این پرسش یا بهتربگوییم "پیشنهاد"، از سوی جناب آقای دهقان بود که در جدیدترین تحلیل خود تحت عنوان "رابطه حق طلاق و مهریه " در ستون "وکیل الرعایا" مورخ 22/10/86 ، مطرح کرده اند. ایشان در رد ادعای (نه کارشناسانه، بلکه عوامانه) سرپرست شورای حل اختلاف ، علت اختلافات را نوعی واکنش نسبت به کنش قانون (حق طلاق برای مردان) فرض کرد.  اگرچه زنان ما شاهد اشکال گوناگون تبعیض در قوانین نسبت به مردان از جمله اجازه خروج زن از کشور با اجازه همسر و یا تفاوت در میزان ارث ، دیه، حق طلاق برای مرد و ... هستند که موید آنست که قانونگذار به زن چون بچه ای که نیازمند قیم و تصمیم گیرنده است نگریسته است اما نمی توان این تبعیضات را یکی از عوامل مراجعه زنان به دادگاه تلقی کرد. واقعیت آنست که نه دلایل مقطعی و سطحی که سرپرست شورای حل اختلاف بی اعتنا به واقعیت های اجتماع از آن به عنوان علل رشد طلاق نام برده است صحیح است و نه حق طلاق برای مرد به عنوان یکی از علل دادخواست های طلاق یا وصول مهریه. اگرچه مهریه حق مسلم زن و عندالمطالبه است و هر زمان از حق طلاق مردان سخن به میان می آید بلافاصله مهریه، این وعده مالی را در برابر آن نام می برند، اما فراموش می شود که گاه  اقدام زن برای وصول این حق مالی ، او را در زمره زنان ناسازگار قرار می دهد. این در حالی است که زن در کنار این دلخوشی (مهریه) از سایر حقوق که بسا ارزش بیشتری دارد، بی بهره است و دارا شدن آن منوط به اجازه و اختیار مرد است. حق اشتغال ، حق خروج از کشور و... از زمره آنست. تلاشهای صورت گرفته برای تعدیل این نابرابریها نیز به تاسیس حقوقی عجیبی مثل اجرت المثل ختم شده است . اینبار نیز به جای توجه به ارزش واقعی و جایگاه زن به عملکرد داوطلبانه زن رنگ لعاب مادی بخشیده و از سایر حقوق معنوی وی غافل شدند. اما سخن آخر تاملی است بر پیشنهاد نویسندۀ مطلب "رابطه حق طلاق و مهریه " مبنی بر اینکه چند درصد از زنان حاضرند با اخذ حق طلاق ، از مهریه چشم بپوشند؟! می دانیم که مهریه ضامن خوشبختی هیچ زندگی مشترکی نبوده و نیست، مردی هم که به علت عدم تمکن مالی نمی تواند داوطلبانه به دادگاه خانواده مراجعه کند چون ناگزیر از پرداخت مهریه خواهد شد ترجیح می دهد با ایذاء و اذیت، زن را در تنگنا قرار دهد تا با بخشش مهریه  طلاق بگیرد . حال که این نقمت در لباس نعمت موجب شده که از حقوق قابل دسترس و ارزشمند دیگری بی بهره بمانیم آیا بهتر نیست همان طور که با الگو برداری از سایر جوامع،  مدعی  تغییر زمانه هستیم و هم حق اشتغال می خواهیم هم حق حضانت فرزند و خروج از کشور و امثالهم، در مورد مهریه واقع بینانه تر بیندیشیم و قبول کنیم که حقوق ملموس و معنوی ، ارزش بالایی در مقابل این وعده مالی که در نهایت زن را در هنگام تنگنا بعضا به بخشش آن مجبور می سازد، دارد؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 11:5  توسط گروه وکیل الرعایا  |