مهرداد قرباني سرابي
برای تمهید آنچه که گفته میشود بیان نکاتی چند در مورد استقلال وکیل و کانون وکلاء لازم است. اطمینان دارم آقای سید محمود شاهرودی در طول ده سال تصدی سمت ریاست قوه قضائیه، نام مرحوم داور وزیر دادگستری و علت تشکیل کانون وکلاء را شنیده اند؛ مردی که قدرت را پیش پای حق دفاع ، اصول و مصلحت عمومی مردم ایران قربانی کرد و بنیان تشکیلاتی را گذاشت که سالها حافظ حقوق ملت بوده و هست . در زمانی که در محاکم انحصاری و اختصاصی به فریاد و اعتراض ملت تحت عنوان ارتکاب جرائم عمومی رسیدگی میشد مدافع جدی حقوق زندانیان ، وکلای دادگستری بودند از آن جمله میتوان به محاکمات سال 1356 و 1357 دانشجویان در شهرستان ساری و تهران در دادگاههای جنائی اشاره نمود که با حضور وکلای کانون وکلای دادگستری انجام شد و وکلاء شجاعانه در دادگاههای فرمایشی دفاع کردند و این اقدام در ذهن مردم ایران نقش بسته است .
باتصویب لایحه استقلال در سال 1333 و پیشنهاد و همراهی مرحوم دکتر محمد مصدق حق دفاع مردم و آزادگی وکلای دادگستری رنگ و بوی دیگری بخود گرفت و تضمین شد- آقای شاهرودی حتماً در کوران انقلاب اسلامی و مبارزات مردمی در ایران حضور و شرکت داشتند و قطعاً می دانند در سال 1357 كه سال پيروزي انقلاب اسلامي است، وكلاي دادگستري اولين جماعتي بودند كه در دادگستري تحصن و به رفتار نادرست رژيم پهلوي اعتراض و از زندانيان سياسي حمايت کردند . البته آنچه كه انجام دادند اقدامي غير قابل تصور و شگفت انگير نبود بلكه از كانون وكلاي دادگستري غير وابسته جز این انتظار نمی رفت. اين رفتار مديون و مرهون اقدام كساني بود كه تحمل استقلال و آزادگي اين جمع را بعنوان حافظان قانون و حقوق انساني داشتند . بیگمان استقلال وكيل وابسته و نشأت گرفته از استقلال كانون وكلاء است . با این مقدمه به این جا میرسیم که ببینیم از زمان ریاست آقای محمد یزدی تا آقای سید محمود شاهرودی بر سر این مجموعه و نهاد مدنی چه آمده است ؟ بدون ورود در جزئیات و بدون ادعای بیان کلیه موارد ، اختصاراً عرض می کنیم :
1- در سال 1370وكلاي دادگستري مهيای برگزاری انتخابات شدند و مقرر شد مدیریت انتصابی به مدیریت انتخابی تغییر یابد که با تعقیب قوه قضائیه و تصویب مجلس ، قانون توقف انتخابات و پاکسازی کانون وکلاء تصویب شد .
2- پیرو تصویب قانون مذکور مجدداً هیأتهای تصفیه مشغول فعالیت شدند و برای چندمین بار وکلای دادگستری را تصفیه و آنان را که منطبق با ضوابط نبودند حذف کردند .
3- در سال 1371 طرحی در مجلس چهارم تهیه شد؛ بر اساس این طرح حرفه وکالت دادگستری بطور اختصاصی مفهوم نداشت و مفاد این طرح این بود که عموم مردم می توانند وکالت اصحاب دعوی را در محاکم برعهده بگیرند .
4- در سال 1373 ماده 8 لایحه قانونی استقلال کانون وکلاء اصلاح و مقرر شد مدیران دفاتر و سایر کارمندان حقوقی با شرایطی از کانون وکلاء پروانه اخذ نمایند، همچنین نمایندگان محترم مجلس .
5 - در سال 1376 قانون كيفيت اخذ پروانه وكالت تصويب شد و بموجب ماده یک قانون یاد شده اتخاذ تصمیم در خصوص تعداد شاغلین به حرفه وکالت به کمیسیونی محول گردید که از سه عضو تشکیل می شود- دو عضو آن از قضات دادگستری با سمت ریاست دادگستری و ریاست دادگاه انقلاب اسلامی هستند و به این ترتیب اکثریت درکمیسیون با نمایندگان قوه قضائیه است.
6- تصمیم گرفته شد کانونهای وکلای متعدد تشکیل شود و حتی با تفسیر شاذ و غریبی از قانون، مقرر شد یک کانون وکلاء در چند استان با مرکزیت یک استان تشکیل گردد. شاید هدف کوچک کردن و تضعیف کانون مرکز و ایجاد تعداد زیادی کانونهای کوچک و ضعیف بود که با تشکیل اتخادیه سراسری کانونهای وکلای دادگستری این خواسته تحقق نیافت .
7- دولت در قانون برنامه سوم توسعه که هیچ ارتباطی به موضوع خاص وکالت نداشت، پیشنهاد بوجود آمدن مرکز مشاوران را به مجلس ارائه داد و هرآنچه در مورد کرامات و حسنات و اقدامات پس از تصویب این قانون گفته شود سخنی اضافه و خارج از حوصله است، زیرا که همه دیدند چه شد و متولیان تشکیلات چه کردند!
8- دیوان محترم عدالت اداری موادی از آئین نامه لایحه استقلال را ابطال نمود که برخی از این تغییرات مخرب بود و البته بعداً دیوان از آن عدول کرد.
9- آراء متفاوتی از دادگاه محترم عالی انتظامی قضات مبنی بر اعطای پروانه به اشخاصی که از جانب کانون صالح تشخیص داده نشده اند صادر می شود و در رأی دیگری مقرر می گردد مدیران دفاتر از اختبار معاف شوند. تمام این اقدامات و نظرات شاذ و نادر اسباب بروز اشکال برای کانون وکلای دادگستری فراهم آورده است .
10- آئین نامه تعرفه حق الوكاله كه بنابر اصل می بایست در جهت حفظ حقوق قشر کم درآمد تهیه و تدوین شود، اسباب بهره مندی ثروتمندان از خدمات وکالتی را فراهم آورده است، چرا که حداکثر حق الوکاله در دعاوی مالی 20.000.000 تومان در نظر گرفته شده و به این ترتیب افراد ثروتمند که دعاوی قابل توجه در دادگستری مطرح می نمایند و یا پاسخگو هستند، از پرداخت حق الوکاله متناسب با دعوی معاف می شوند- این آئین نامه حقوق ایشان را حفظ می نماید و وکیل هم ادای وظیفه می کند .
11- علیرغم اتمام مدت و مهلت اجرای قانون برنامه سوم توسعه ، کماکان آگهی در جراید منتشر و تعداد کثیری مشاور حقوقی موضوع ماده 187 جذب می شوند، در حالیکه همگان متوجه کمبود قاضی و کثرت کارقضات محترم هستند – قطعاً این اقدام در جهت همراهی و مساعدت به اداره کاریابی وزارت کار صورت می گیرد. هرچند که تبدیل لیسانسیه بی کار به وکیل و مشاوربی کار به مفهوم ایجاد اشتغال نیست و د رعین حال، این اقدامی غیر قانونی است .
12- اگرچه نمایندگان محترم مجلس ردیف بودجه برای اجرای ماده 187 را حذف نمودند، مشخص نیست از کدام محل در این جهت کماکان هزینه میشود .
13- طرح ساماندهی بطور مخفیانه در مجلس مطرح شد و با هوشیاری هیأت رئیسه و نمایندگان محترم مجلس از دستور خارج شد که اگر چنین نمی شد کانون وکلاء مضمحل و حق دفاع مردم منتفی می گردید .
14- طرح شگفت انگیزدیگری که حاوی عواقب بسیار همچون موارد پیشگفته بود ارائه گردید و آن تقسیم کانون مرکز به واحد شمال و جنوب و شرق و غرب بود که لابد در صورت اجرای آن، برای هر یک از کانونهای اربعه، هیأت مدیره و رئیسی از طرف مرکز مشاوران نصب می شد!
امیدوار بودیم خلاقیت و خدمت به مردم در همین جا خاتمه یابد که ملاحظه شد آئین نامه مورخ 27/03/88 توسط آقای شاهرودی توشیح گردید و در روزنامه رسمی مورخ 07/04/88 آگهی شد و تعجب همگان بالاخص دست اندر کاران امر حقوقی و قضائی را برانگیخت؛ آئین نامه یی که بدون پیشنهاد کانونها ولی ادعای اینکه مبتنی بر پیشنهاد کانونهاست ، تصویب شد – این آئین نامه مغایر قانون استقلال ، قانون کیفیت اخذ پروانه وکالت ، قانون انتخاب وکیل توسط اصخاب دعوی و قانون اساسی است. آنچه که با ملاحظه این آئین نامه به ذهن متبادر می شود این است که واضع آن چه درسرداشته است ؟ و آیا این است پاسخ تعامل و همراهی بعضی کانونها با قوه قضائیه ؟ چه حقی از حقوق کانون وکلاء و وکلاء رعایت شده و چه امتیازی برای مردم و حقوق دفاعی آنها به ارمغان آورده است؟ هدف از آن طرح و این آئین نامه و هرآنچه گفته شد چه بوده است ؟
خواننده عزیز و فهیم تصدیق می فرمایند این تعامل یکطرفه بوده و حرکت از دو سو درجاده یکطرفه غیر ممکن است. هر عقل سلیم و هر شخصی که الفبا و بدیهیات امور اجتماعی را می داند، هرچند آشنا به حقوق و یا وکیل یا قاضی دادگستری نباشد، به سهولت پی به اهدافی که در دوران صدارت دو رئیس قوه دنبال شده می برد و بطور مسلم این رفتار و برخورد با کانون در همان ابتدا محتاج چاره اندیشی و برخورد جدی تر بود؛ البته ذکر و بیان این مطالب، نافی خدمات و زحمات شبانه روزی اعضاء محترم هیأتهای مدیره و یکایک اعضاء کانون های وکلای دادگستری کشور نیست، منتها آنچه مسلم است اینکه ، دلسوزی و عنایتی از جانب صاحب منصبان قوه قضائیه به این مجموعه دیده نمی شود و تعامل حرکت در جاده یکطرفه است که فرمود: چـه خـوش بی مــهربونــی از دو ســر بی/ که یک ســر مــهـربونی دردســـر بی!